تبليغاتX
انجمن فرهنگی ادبی سخن کاشان
شعر و ادبیات و آرایه های ادبی و نقد اشعار

 

 براي  آقاي سبز آينه ها

 

آري طلوع آمده در اقتداي تو

يعني سپيده سر زند از چشم هاي تو

 

يعني دوباره پنجره ها باز مي شوند

رو به بهارِ عاطفه ها در هواي تو

 

آقاي سبز آينه ها! نور كوثري،

جاري شده به خنده ي مشكل گشاي تو

 

دستان تو بهانه ي ام يجيب هاست

يعني ظهور مي شكفد از دعاي تو

 

اي باور حقيقت انديشه هاي سبز

پيدا شده در آينه ي حق نماي تو

 

تاريخ روي هر نفست ثبت مي شود

صدها قيام سر زده از ماجراي تو

 

حتا بهار تكيه زده بر طراوتت

حتا جوانه مي شكفد در هواي تو

 

شاعر شدند پيش نگاه تو ابرها

باران شروع مي شود از ردّپاي تو

 

در تو رسالتي است كه آزاده تر شده

هر كس گِره زده به ضريحِ ولاي تو

 

ماهِ تمام صورت اين آسمان تويي

و روزها نشانه ي شمسُ الضحاي تو

 

يعني نمي رسند سحرها، به تو هنوز

يعني سپيده سر زند از چشم هاي تو

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 23:31  توسط روابط عمومی  |