تبليغاتX
انجمن فرهنگی ادبی سخن کاشان
شعر و ادبیات و آرایه های ادبی و نقد اشعار

 

 پياله ي صبح

 

 غبارِ راهِ تو، گل قطره هاي باران است

 بيا كه بي تو بهارِ دلم، زمستان است

 

فروغِ برقِ نگاهت، در آسمانِ اميد

 كويرِ تشنه ي جان را نويدِ باران است

 

فرازِ قُلّه ي مهتاب، اي ستاره بتاب

 كه از فروغِ تو چشمِ سحر فروزان است

 

شرابِ مهرِ تو مي جوشد از پياله ي صبح

 دلت چو خانه ي خورشيد پرتوافشان است

 

به جشنواره ي چشمت، ترانه ها خواندم

 در اين شراب سرا، دل هميشه مهمان است

 

اگر گلابِ غزل، هديه آورد صائم

 عجب مدار، كه اين ارمغانِ كاشان است

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 23:29  توسط روابط عمومی  |