تبليغاتX
انجمن فرهنگی ادبی سخن کاشان
شعر و ادبیات و آرایه های ادبی و نقد اشعار

گلغزل آغازين با عنوان «عيد صيام» از صائم كاشاني

مدير انجمن فرهنگي ادبي سخن

 

  و عيد آمد و مي خواهم از خدا او را

ز ياد كي برم آن غمزه هاي آهو را

 

به قهوه خانه ي عشقش، دلي كه هست مقيم

هميشه نوش كند چاي قندپهلو را

 

و هست عيد صيام و زلالِ عشق به جام

 چگونه بو نكنم ساقي سمن بو را ؟!

 

و چند گامِ دگر مي رسد بهار از راه

 و باز پيك غزل خوانم آن پرستو را

 

فتاده پاي دلم در كمندِ حسرتِ او

 كمين خويش كنم آن كمانِ ابرو را

 

به ياكريمِ‌ نگاه تو دل سپرد دلم

 مگير از دلِ من نغمه هاي ياهو را

 

ز دست، باور شيدايي ام نخواهد داد

 لب نگار و لب ساغر و لب جو را

 

و باز صائمِ عشقم، وَ موسمِ افطار

 هميشه مي طلبم از خدا لب او را

چهارشنبه دهم مهر 1387

مصادف با عيد سعيد فطر 1429

 

 

 و نیز شعری نیمایی از صائم کاشانی

 

« پاسخ به ساز مخالف »

 

مرا هر چند مي كاهي

و همچون جام خالي از طرب

                        خاموش مي خواهي

و با ساز مخالف

لهجه ي شيرين شعرم را نمي داني

            ولي هرگز من از قَدرت نخواهم كاست

و از رفتار ناهنجار تو چيزي نخواهم گفت

و در جغرافياي ذهن من

جايي نخواهي يافت

كآنجا شرجي از آه حسد باشد

سفالين كوزه ي احساس دل را

از زلال مهرباني ساختم لبريز

            و همچون قالي كاشان

شدم پاخورده ي گام محبت ها

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 13:36  توسط روابط عمومی  |