اعتراف
فرصتی بود کوتاه و شیرین
تا به مردم بگوییم
عشق هم
نور هم
آب هم آسمانیست
بهترین هدیه ی آسمان زندگانیست
ما ولی دستهامان تهی بود
باور خویش را نیز گم کرده بودیم
آب از دستمان رفت
نور از دستمان رفت
زندگی ، عشق از دستمان رفت
پشت دیوار تردید
اینک اندیشناک از عبوریم
بارمان گر چه هیچ است
هیچ را نیز باور نداریم
غرق گردابهای غروریم
مست زر
مست تزویر
مست نا داوریهای زوریم
وای بر ما
از حقیقت چه دوریم

عید فطر آمد و ماه رمضان گشت تمام
بـر شمـا همسفـران سفـر روزه سلام
روزه هاتان همه در پبش خـداونـد قبول
روزگار خـوشتـان مظهـر تـوفیـق مـدام
عـزت و همتتـان شـاهـد تـاییـد و ظفـر
عیـدتـان خرٌم و شیرینیتان بـاد بـه کام







