تبليغاتX
انجمن فرهنگی ادبی سخن کاشان
شعر و ادبیات و آرایه های ادبی و نقد اشعار

 

 ترانه ي عرفاني

 

رفتی و ز خانه ام صفا را بردي

شيرينيِ لحظه هاي ما را بردي

با رفتنت اي ترانه ي عرفاني

از ناي هزار دل نوا را بردي

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 23:28  توسط روابط عمومی  | 

 

 شهيدان لاله هاي دشت خونند

 شقايقهاي صحراي جنونند

 

شهيدان شاهدان شهر نورند

فروغ چشمه ي چشمان هورند

 

مقيم کعبه آمال عشقند

کبوترهاي خونين بال عشقنند

 

دمادم مست صهباي حضورند

قدح نوشان ميناي ظهورند

 

ترانه خوان به باغ سبز يارند

هزار نغمه پرداز بهارند

 

چو مرغ خوش نواي صبح اميد

به ناي جانشان آواي توحيد

 

فروغ چشمشان شد هاله ی عشق

دل پُر داغشان آلاله ي عشق

 

به دل در التهاب وصل هورند

چو موسايند و در سيناي طورند

 

طلوع جانفزاي صبح صادق

فروغ چشمه ي چشم شقايق

 

نگين خونشان در خاتم عشق

چو مرواريد رخشان يم عشق

 

لبالب جام جانهاشان زنوراست

دل شيدايشان مست حضوراست

 

چو جان را با غم جانان سرشتند

به خون سرمشق آزادي نوشتند


+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 13:16  توسط روابط عمومی  |