تبليغاتX
انجمن فرهنگی ادبی سخن کاشان
شعر و ادبیات و آرایه های ادبی و نقد اشعار

 

 تقديم به مقام والاي شهدا

آخرين غزل

 

دلش كه داشت پُر از حس شاپرك مي شد

كوير خشك لبانش ترك ترك مي شد

 

چكيده بود ستاره كنار ماه رخش

به روي بال نسيمي كه قاصدك مي شد

 

و آخرين غزلي را كه زير لب مي خواند

فضاي قصه پر از ناي ني لبك مي شد

 

و لحظه اي كه به تاريخ عشق مي پيوست

عيار عشق و خلوص دلي محك مي شد

 

و واژه هاي چكيده از آبشار خلوص

به روي آينه ها تا هميشه حك مي شد

 

و قاصدي كه از آن سوي قصه مي آمد

به روي زخم دل مادري نمك مي شد

 

و باز خاطره اي روي سينه ي ديوار

و خانه اي كه پر از حس شاپرك مي شد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 23:32  توسط روابط عمومی  | 

مرد دریایی

 

 

مرد طوفان زده خَم شد و کمان را برداشت

 

قایق انداخت به دریا دل و جان را برداشت

 

 

رفت تنها و به دریا سفر تلخی کرد

 

دستهایش و دو چشم نگران را برداشت

 

 

می چکید از لب خشکش عطشی تا دریا

 

شرجیِ قصه از او تاب و توان را بر داشت

 

 

قویِ زیبای نگاهش به دل آب نشست

 

با دلش جرعه ای از آب روان را برداشت

 

 

قایق خسته اش آرام به ساحل می رفت

 

باز طوفان شد و دریا هیجان را برداشت

 

 

تُنگش افتاد و ترک خورد ، دل آب شکست

 

موج در موج و دریا نوسان را برداشت

 

 

پلک هایش و دو ماهی که به خشکی افتاد

 

مرغ دریایی باران زده آن را برداشت

 

 

و تَرَک خورد دلش مثل دل ماهی ها

 

قلب این حادثه اوج ضربان را برداشت

 

 

ماه افتاد به زیر سُم ابر و جان داد

 

و زمین عاقبت آن گنج نهان را برداشت

 

 

موج این واقعه چون سیل خروشان با خود

 

آسمان را و زمین بلکه زمان را برداشت

 

 

باز کاغذ قلم حادثه بر دوش کشید

 

قصه ی مرد ترین مرد جهان را برداشت


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 13:35  توسط روابط عمومی  | 
 

 

 

 

ستاره ی دنباله دار

 

 

 

 

 

 

و تو ستاره ی دنباله دار من هستی

 

و خواب دیده ام امشب کنار من هستی

 

 

و باز ساعت و فکر فرار عقربه ها

 

شبیه ثانیه در انتظار من هستی

 

 

اگر چه دست خودم نیست ، بیقرارم باز

 

و صادقانه بگویم قرار من هستی

 

 

دو روز مانده به باران و آسمان ابریست

 

بیا ببار که ابر بهار من هستی

 

 

و یک قدم به نگاهت دلم جوانه زده

 

بیا که روشنی چشم تار من هستی

 

 

و قطره قطره چکیدم به روی ثانیه ها

 

ولی هنوز نگفتی که یار من هستی

 

 

به لوح خاطر من جاودانه می مانی

 

و عاشقانه ترین یادگار من هستی

 


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 16:2  توسط روابط عمومی  |